السيد موسى الشبيري الزنجاني

3780

كتاب النكاح ( فارسى )

11 / 12 / 1380 شنبه درس شمارهء ( 408 ) كتاب النكاح / سال چهارم بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ خلاصهء درس قبل و اين جلسه : در جلسه گذشته تفصيلًا دربارهء ادّعاى زن مبنى بر خليّه بودن را بحث نموده و آراء فقهاء را يادآور گرديده و نظر نهايى خود را بازگو نموديم . در اين جلسه ، ابتدا ، صور مختلف ادعاى زن مبنى بر خليه بودن را طرح و نظر مرحوم آقاى خويى و حكيم را درباره روايت « مصدقات على انفسها » مورد نقد و بررسى قرار خواهيم داد . سپس به بررسى روايت ابى بصير پرداخته و در نهايت ، بررسى مسأله 9 عروه را آغاز خواهيم نمود . * * * الف ) [ اذا ادّعت امرأة انّها خليّة فتزوجها رجل ثمّ ادعت بعد ذلك كونها ذات بعل ] متن عروة : « الثامنة : اذا ادّعت امرأة انّها خليّة فتزوجها رجل ثمّ ادعت بعد ذلك كونها ذات بعل لم تسمع دعواها ، نعم لو اقامت البيّنه على ذلك فرّق بينها و بينه و ان لم يكن هناك زوج معين بل شهدت بانها ذات بعل على وجه الاجمال » مسأله اين است كه زنى ادعا مىكند كه شوهر ندارد . اين ادعا ممكن است صور مختلفى داشته باشد : گاه عقدى كه با مردى منعقد شده ، گمان مىكرده كه اين عقد باطل بوده لذا مدعى است كه شوهر ندارد ، گاه مردى كه او را طلاق داده ، گمان مىكرده كه طلاق صحيحى منعقد شده لذا مدعى است كه شوهر ندارد ، گاه شوهرش مفقود شده و او گمان مىكرده كه مرده است لذا ادعا مىكند كه شوهر ندارد . و گاه عمداً دروغ مىگويد و بعد پشيمان مىشود . به هر تقدير ، ادّعا كرده كه شوهر ندارد و بر اساس اين ادعا مردى با او ازدواج كرده ، سپس براى بار دوم ادعا مىكند كه شوهر داشته است ، مرحوم سيد